كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

979

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

همه را گردن بسته پيش حضرت آوردند و حكم جهان مطاع از مظهر جلال نفاذ يافت كه مردان ايشان را بر تيغ گذرانيده شمشير سبز فام را به خون آن سياه‌رويان بنفش ساخت و ملت بيضاى احمدى را به آن فتح گلگون درخشان گردانيد . نظم به تيغ تيز هركس را كه ديدند * سرش چون طرهء گرجى بريدند و از سرهاشان منارها ساختند . اعلام اسلام سر به عيّوق برافراخت و زنان و فرزندان ايشان اسير مؤمنان شده آوازهء تكبير به فلك اثير برآمد و زن ترال « 1 » را به والى شروانات امير شيخ ابراهيم عنايت فرموده و عراده و منجنيق و ملجور همه را آتش زدند و سلطان ربع مسكون به اردوى همايون بازآمد و بيكيجك و ديگر بهادران كه به قلعه برآمده بودند همه را اسب و جامه و شمشير و كمر و زر و استر و خيمه و خرگاه « 2 » و قطار و مهار و ديه و باغ و بستان عنايت فرمود و آن قلعه را به يكى از سرداران خراسان ، محمد بوران مشهور به پادشاه بوران ، « 3 » سپرده بهادران نامدار با او گذاشت و اطراف قلعه كه ولايات و مزارع بود به وجه اقطاع برو مقرّر داشت تا آن حدود را از خبث وجود كفرهء فجره پاك ساخته بر جاى ناقوس ناموس محمدى را قايم دارد و در عوض خاج و چليپا محراب و مصحف باشد و بدل ثالث ثلاثه كلمهء توحيد گويند . ذكر قضايا كه در خلال احوال گذشته وقوع يافت درين اثنا ، مولاناى اعظم ، قطب الدين قرمى ، كه از صدر روزگار به مزيد

--> ( 1 ) . ظف : نزال - نسخه بدل : ترال . ( 2 ) . ظف : « و دختر و قطار و مهار و ديه و باغ و آسيا . » ( ج 2 ص 378 ) . ( 3 ) . ظف : « محمد توران كه به پادشاه بوران معروف بود . » ( ج 2 ص 378 ) .